مطالبی ادبی

مقدمه:

مراعات نظیر آوردن واژه‌هایی از یک دسته‌است که با هم هماهنگی دارند. این هماهنگی می‌تواند از نظر جنس، نوع، مکان، زمان و یا همراهی باشد. مراعات نظیر سبب تداعی معانی‌است. مراعات نظیر پرکاربردترین آرایه در ادبیات فارسی است. مراعات نظیر در اشعار سعدی، مولوی، حافظ و فردوسی بسیار یافت می‌شود.

بسی تیر و دی‌ماه و اردیبهشت                  برآید که ما خاک باشیم و خشت[1]

مراعات نظیر چیست؟

اگر شاعر مجموعهای از کلمات را که با هم نوعی تناسب و ارتباط دارند بیاورد میگوییم از آرایه مراعات نظیر استفاده کرده است. مانند: 

گرچه گاهی شهابی       مشقهای شب آسمان را        زود خط میزد و محو میشد

آرایه مراعات نظیر بین 1)شهاب. شب و آسمان 2)مشق و خط برقرار است .  ویا در بیت زیر:

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد             چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

بین ارغوان وعقیقی و سمن و نرگسو شقایق آرایه مراعات نظیر وجود دارد.

*نکته:

این تناسب ممکن است از نظر هم جنس بودن باشد. مثل (آفتاب. ماه. ستاره. کیوان و بهرام)و (لب .چشم . نرگس)و خواه تناسب آنها از جهت مشابهت یا ملازمت باشد مانند (شمع و پروانه) (تیر و کمان) (چشم نرگس)و...

آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت یا عبارت نیز رابطه‌ای آشنا و خاص میان آنها برقرار باشدابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند                تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.

(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیده‌های طبیعت هستند.)

مراعات نظیر در لغت نامه دهخدا:

مراعات نظیر. [ م ُ ت ِ ن َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ۞ در بدیع، مراعات النظیر یا مراعات نظیر یا صنعت تناسب آن است که شاعر یا نویسنده در شعر یا نثر خود کلماتی را به کار گیرد که با هم نسبتی و مناسبتی داشته باشند، مثلاًکلمات مزرع و داس و کِشته و درو در این بیت حافظ:

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته ٔ خویش آمد و هنگام درو.

یا کلمات اسب ، نطع، پیاده ، رخ ، پیل ، مات که همه مربوط به شطرنج است ، در این بیت خاقانی :

از اسب پیاده شو بر نطع زمین رخ نه

زیر پی پیلش بین شه مات شده نعمان .[2]


خود آزمایی(در پیوند با مراعات نظیر):

آوردن واژه هایی از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند .(مراعات نظیر)

طرح سؤال همراه با پاسخ: در شعرها و عبارت های زیر ، آرایه ی مراعات نظیر را بیابید و مشخص کنید که تناسب واژه ها از چه جهت است ؟

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند                تاتوانی به کف آری و به غفلت نخوری

مراعات نظیر و از نظر مکانی با هم تناسب دارند . / نان ، خوردن ، همراهی

(سعدی)

شعاع آفتابم من، اگر در خانه ها گردم                   عقیق و زر و یاقوتم ، ولادت ز آب و طین دارم

مراعات نظیر از نظر جنس /  همراهی

(مولوی)

دردی است درد عشق که هیچش طبیب نیست        گر دردمند عشق بنالد ، غریب نیست

مراعات نظیر در همراهی واژه ها.

(سعدی)

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج                   فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

همگی کلمات خط کشیده شده مراعات نظیر در همراهی واژه ها دارد .

(حافظ)

سر نیزه و نام من مرگ توست                  سرت را بباید زتن دست شست

مراعات نظیر و از نظر همراهی کلمات با هم تناسب دارند .

(فردوسی)

یکی گردیم در گفتار و در کردار و در رفتار

زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هم باشیم

مراعات نظیر از نظر نوع و همراهی .

(فیض)

بسی تیر و دی ماه و اُردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت     

(سعدی)

مراعات نظیر از نظر زمان   خاک ، خشت ، مراعات نظیر از نظر جنس

سر من مست جمالت ، دل من رام خیالت

گهر دیده نثار کف دریای تو دارد

مراعات نظیر از نظر همراهی گهر ، کف دریا از نظر مکان با هم تناسب دارند

(مولوی)[3]


آرایه‌های معنوی(مراعات نظیر از این مجموعه است):

به ان دسته از آرایه‌هایی که بر پایه تناسب های معنایی واژه‌ها شکل می‌گیرند آرایه معنوی گویند

مراعات نظیر:

آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت یا عبارت نیز رابطه‌ای آشنا و خاص میان آنها برقرار باشد

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارندتا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیده‌های طبیعت هستند.)

تضاد:

هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید می‌آید در نومیدی بسی امید است

متناقض‌نما:

هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقض‌نما شکل می‌گیردو معمولا معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته است جامه‌اش شولای عریانی است (عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه است و ضد عریانی)

هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطه‌ای برقرار کنیم و مثلا بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل میگیرد.

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمردیدی که چگونه گور بهرام گرفت

لف و نشر:

هر گاه دو یا چند جزء از کلام بدون توضیحی در پی هم بیایند (لف) و آن گاه توضیحات مربوط به هر یک در پی هم آورده شوند (نشر)آرایه لف و نشر شکل می‌گیرند.

افروختن و سوختن و جامه دریدنپروانه زمن، شمع زمن، گل زمن آموخت

(پروانه از من سوختن را، شمع از من افروختن را و گل از من جامه دریدن را آموخت.)

تلمیح (اشاره):

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروختناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

تضمین:

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده است.

چه خوش گفت فردوسی پاک زادکه رحمت برآن تربت پاک بادمیازار موری که دانه کش استکه جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است.

 

اغراق:

هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیده‌ای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده می‌شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه‌ای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.

بخواهد هم از تو پدر کین منچو بیند که خشت است بالین من (اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)

حسن تعلیل:

هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست می‌یابد.

تا چشم بشر نبیندت رویبنهفته به ابر چهر دلبند (شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده است.)

مثل:

هر گاه شاعر یا نویسنده درسخن خود از «ضرب المثلی» استفاده کند و یا بخشی از سخن او آنقدر معروف باشد که به عنوان ضرب المثل به کار رود، آن بخش از کلام دارای آرایه مثل است.

بی گمان دیوار طبع پست خاک‌آلود ماستگر بود کوتاهتر دیواری از دیوار بود

تمثیل و اسلوب معادله:

هر گاه برای تاًیید یا روشن شدن مطلبی (معمولاً پیچیده) آن را به موضوعی ساده تر تشبیه کنیم یا برای اثبات موضوعی نمونه‌ای بیاوریم آرایه تمثیل را به کار گرفته اییم. من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باشهر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

حافظ خطاب به زاهدان و واعظان می‌گوید که من اگر خوب یا بد هستم ربطی به شما ندارد و شما همان بهتر که مراقب اعمال خود باشید، همچنان که هر کسی هنگام درو آنچه را که خود کاشته است برداشت می‌کند. شاعر برای درستی گفته خود در مصراع نخست، در مصراع دوم موضوعی ساده را که درستی ان بر همه آشکار است به عنوان نمونه‌ای برای ان ذکر می‌کند.)

ایهام:

هر گاه واژه یا ترکیبی که دارای دو معنی است به گونه ای در کلام به کار رود که هر دو معنا از ان قابل برداشت باشد آرایه ایهام شکل می گیرد.

گاهی منظور اصلی تنها یکی از ان دو معنا است و گاهی هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. شیرین:زیبا و دلنشین،معشوقه فرهاد

ایهام تناسب:

گرت هواست که معشوق نگسلت پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد در این نمونه از واژه هوا تنها یک معنا برداشت میشود که آن هم آرزو است.

تشبیه:

در تشبیه دو مورد پر پایه اشتراکی که در صفتی دارند به هم مانند می شوند مورد اصلی را مشبه و موردی که مشبه به ان تشبیه می شود مشبه به می نامند.صفت مشترک میان مشبه و مشبه به دلیل شباهت یا وجه شبه نامیده می شود.یا گاهی از واژه های از قبیل «مثل»،«مانند»...استفاده می شود.که به آنها ادات تشبیه گویند.

مجاز:

به کار رفتن واژه ای به جای واژه دیگر مجاز نام دارد.هیچ گاه چنین امری ممکن نیست مگرآنکه میان آن دو واژه در خارج از کلام رابطه ای بر قرار باشد.

آن قدر گرسنه ام که می توانم تمام ظرف را بخورم. رابطه ای میان دو واژه ای ظرف و غذا در این عبارت است.

استعاره:

هر گاه واژه ای به دلیل شباهتی که با واژه دیگر دارد به جای آن به کار رود استعاره پدید می آید.

بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار.(کشته ها به کسر«ک»)

در این عبارت رحمت خدا به باران مانند شده است.

روشن است که در این عبارت،منظور از کشته ها معنایی لفظی آن نیست بلکه مقصود اعمال بندگان است.

کنایه:

جملات و عباراتی که منظور نویسنده یا گوینده از بیان آنها،چیزی غیر از معنای ظاهری و لفظی آن عبارات یا جملات است.که به آنها کنایه گوییم.

آب از دستهایش نمی چکد. معنای لفظی:نمی گذارد قطره ای آب از دستهاییش به روی زمین بچکد. معنایی کنایی:هیچ چیزی از او به دیگران نمی رسد،خیلی خسیس است.

تشخیص(آدم نمایی):

هر گاه با نسبت دادن عمل،حالت یا صفتی انسانی به یک غیر انسان،به آن جلوه انسانی ببخشیم،آدم نمایی شکل می گیرد. طعنه بر طوفان مزن،ایراد بر دریا مگیر بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد

دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است و طبیعتاً بوسه گرفتن موج،بوسه دادن ساحل را به همراه دارد. دوم به ساحل و موج حالت و رفتاری انسانی نسبت داده شده است.

حس آمیزی:

هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است.به چیزی نسبت دهیم که با ان حس قابل احساس نباشد،آرایه حس آمیزی آفریده می شود که در زبان روزمره نیز کم کاربرد نیست.

مزه پیروزی را چشید. در این عبارت «مزه» که مربوط به حس چشایی است به پیروزی نسبت داده شده است.اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست



[1] http://fa.wikipedia.org/wiki/مراعات_نظیر

[2] http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-a2d225674e264676a70e7f192d54b3ba-fa.html

[3] http://www2.irib.ir/amouzesh/d/arayeadabi/page22.htm


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/۳٠ توسط نگین طاوسی
مراعات نظیر
قالب وبلاگ